Wednesday, 1 August 2012

شروع دوباره

با درود به همۀ همراهان
متاسفانه وب سایت مغان به دلایلی عضو جدید قبول نمی کنه و به همین خاطر سعی می کنم آموزش های قبلیم در مغان رو اینجا قرار بدم چرا که به نظرم دونستن حق ه است و کسی نباید این حق رو از دیگران سلب کنه. مواردی که اینجا آموزش داده می شه ممکنه خطرناک باشه و بزرگترین خطرشون اینه که به نتیجه خواهند رسید و به به شما قدرت خواهند داد
خطر اصلی اونجاست که از این قدرت ها چه استفاده ای بکنید

مطالبی که خواهید خوند نوشته های قبلی من در سایت مغان هستند که عینا اینجا کپی می شه. امیدوارم به شما در پیدا کردن حقیقت کمک  بکنه


قسمت اول
در رابطه با جادو و یا بهتر بگم مجیک قطعا همگی مطالبی شنیدیم. با ورود به دنیای مجیک به موارد زیادی برخورد خواهیم کرد که در نظر اول کاملا با هم در تضاد هستند .حتی وجود نیروهای جادویی برای خیلی از افراد به یک شوخی بیشتر شبیه نیست و دلیل اون هم این باور غلطه که مجیک به طور ماورا الطبیعه و خارج از این جهان عمل می کنه. به نظر من این حرف کاملا غلطه چرا که مجیک علم استفاده از نیروها و موجوداتی هست که در حالت عادی هم وجود دارند ولی با چشم قابل دیدن نیستند. برای اثبات وجود این نیروها راههای زیادی هست که بهترینش اینه :

عمل کردن مجیک !

درسته ! به نظرم وقتی یک جادوگر به کمک این نیرو ها به خواستش می رسه دلیل کافی برای وجود چنین نیروهایی هست. البته کسانی که منکر این قضیه می شن حتی یک بار هم به طور عملی این قضیه رو تجربه نکردن چرا که در صورت به وجود این نیروها پی خواهند برد.
در این مبحث می خوام به چند نوع کلی جادو اشاره کنم و در هر مورد کمی توضیح می دم.دقت کنید که برای تسلط در هر کدوم از این روشها ممکنه به سالها زمان نیاز باشه. به طور کلی علوم جادویی رو به پنج دسته تقسیم می کنم :
مدل ارواح (شیاطین و فرشتگان)
مدل انرژی
مدل روحی (روح در اینجا به معنی روان هست و با مدل ارواح فرق می کنه)
مدل اطلاعاتی
متا-مدل

امروز فقط به مدل اول می پردازم و مطلب رو در آینده به تدریج کاملتر خواهم کرد

مدل ارواح قطعا قدیمی ترین مدل علوم جادویی به حساب میاد. با استفاده از این مدل می تونیم به کمک ارواح(فرشتگان خوب و بد - خوب یا بد در معنایی کاملا متفاوت از خوبی و بدی ما انساهاست-) باعث بروز تغییرات مادی بشیم. این تغییرات مادی می تونه از پیدا کردن اشیا گم شده تا شفای بیماران باشه. در این مدل فرد جادوگر با موجوداتی مثل ارواح - خدایان - فرشتگان خوب و فرشتگان بد سر و کار داره که به کمک اونها می تونه به خواستش برسه. برا یموفقیت در این مدل باید ابتدا به خوبی نحوه ی سفر به جهان های دیگه رو یاد گرفت و کم کم و با سفر به این جهانها و پیدا کردن متفق - و گاهی دشمن ! -  و آموحتن زبان و نحوه ی ارتباط با این موجودات می تونیم از اونها برای کسب معرفت و یا حتی کسب قدرت های مادی استفاده کنیم. یکی از قدیمی ترین سیستمها در این مدل شمنیسم هست. در شمنیسم کمک های متفق یا متفق ها نقش اصلی رو بازی می کنه و شمن با سفر به جهان بالا یا پایین می تونه از موجودات محتلفی کمک بگیره
در مدل ارواح جادو به کمک این موجودات اتفاق می افته که در حالت عادی برای چشم ما قابل دیدن نیستند.مهم ترین وظیفه ی شمن یا جادوگر در این مدل درک زبان این موجودات و استفاده از اونها برای کاریه که قصد انجامش رو داره.گاهی برای تاثیر بهتر (معمولا در مواردی که تاثیر فیزیکی مورد نظره) باید طلسمی نوشته بشه که با انتقال روح یا فرشته ی مورد نظر به اون طلسم اصطلاحا فعال می شه. این مدل از جادو برخلاف مدل اطلاعات به زمان نسبتا بیشتر ی برای موفقیت نیاز داره و حتی ممکنه تا چندین روز به درازا بکشه. بهترین مثال برای این مدل جادوی انوکیان هست که فرد به کمک تکنیکهای این مدل می تونه با فرشتگان خوب و بد ارتباط برقرار کنه و از اونها برای انجام کارش کمک بگیره و یا حتی اونها رو مجبور به انجام کاری بکنه. گوتیا هم مدل دیگه ای از این دسته است که فرد بازهم به کمک ارواح مختلف می تونه به مقصودش برسه 

قسمت دوم
همونطور که گفتم در مدل ارواح فرد به کمک موجوداتی که در حالت عادی قابل رویت نیستند به خواسته ی خودش می رسه . این موجودات به طور کلی ارواح نامیده می شن. متاسفانه در فارسی معادلی برای لغت اسپیریت (روح) نداریم و مجبوریم اون رو روح ترجمه کنیم در حالی که در زبان انگلیسی چندین لغت برای روح وجود داره و اسپیریت با گوست (هر دو به معنی روح) تفاوت زیادی داره. منظور من از ارواح در اینجا فرشتگان خوب و بد (انجل و دمون) و خدایان و همچنین راهنمایان و محافظ هاست. این موجودات در حالت عادی قابل دیدن نیستند ولی به کمک بعضی تکنیکها ( تکنیکهای مختلف خلسه ) و روشها می تونیم اونها رو ببینیم و ازشون کمک یا راهنمایی بگیریم (شمنیسم) یا اونها رو مجبور به انجام کاری بکنیم (انوکیان)
اول اجازه بدید کمی در مورد این موجودات و جهانهای دیگه صحبت کنم
شخصا بعد از مطالعات زیادی که داشتم بهترین توضیح علمی برای این موجودات رو نظریه ی جهان های موازی می دونم. امروزه به کمک نظریه ای در فیزیک به نام ام-تئوری می تونیم ثابت کنیم که جهان اطراف ما دارای 11 بعد هست (ام-تئوری در واقع مدل پیشرفته و کاملتر نظریه ریسمانهاست) که اندازه ی هر کدوم از این ابعاد می تونه بی نهایت باشه و بر خلاف نظریه ی ریسمانها که ابعاد رو خیلی کوچک در نظر می گیره این نظریه محدودیتی برای ابعاد و بهتر بگم اندازه ی جهانهای دیگه قایل نیست. امروز حتی می تونیم به کمک ریاضیات پیشرفته شکل این ابعاد رو رسم کنیم و تصویری (هر چند ناقص) از ابعاد بالاتر رو بدست بیاریم ( بحث جهانهای موازی خیلی طولانیه و از حوصله ی این مطلب خارجه ولی اگر دوستان علاقه مند باشن می تونم مطلب دیگه ای رو فقط به این بحث اختصاص بدم) .. برای مثال به کمک منیفلد های کلبی-یاوو می تونیم تصویری از ابعاد بالاتر رو در جهان خودمون رسم کنیم. می تونید یکی از این منیفلد ها رو اینجا ببینید :



شخصا عقیده دارم که این موجودات در جهانهایی موازی با جهان ما ولی در ابعاد بالاتر زندگی می کنند و به همین دلیل در حالت عادی قابل دیدن یا دسترسی نیستند ( مطالب زیادی در مورد اینکه چطور مغز ما با فیلتر کردن دیتا های وروردی تصویری از جهان رو می سازه وجود داره که توضیحش خیلی طولانی می شه .. همینقدر توضیح می دم که مغز ما برای محافظت از ما مثل یک تلویزیون که برای دریافت طول موج خاصی تنظیم شده عمل می کنه و ما می تونیم به کمک روشهای زیادی این تنظیم رو عوض کنیم - مثلا مواد روانگردان مثل دی ام تی یا قارچ و یا حتی مدیتیشن و خلسه - و اون رو برای دریافت اطلاعات از جهانهای دیگه تنظیم کنیم)در اینجا اصلا قصد ندارم به این موضوعات جانبی بپردازم ولی بدون توضیح مطالب ابتدایی فهم و درک درستی از مدل ارواح بدست نخواهد اومد.

برای خلاصه شدن مطلب مجبورم با مثال جلو برم. بهترین مثال در مدل ارواح سیستم شمنیسم هست. در شمنیسم یک شمن به کمک ارواح راهنما و محافظ به جواب سوالاتش می رسه یا بیماری ها رو شفا می ده.سیستم های شمنیسم نقاط مشترک زیادی دارند که به نظرم مهمترینش سفر به جهانهای مختلف و همچنین درخت زندگی - Yggdrasil - هست. در تمام سیستمهای شمنیسم کم و بیش Yggdrasil رو مشاهده می کنیم. Yggdrasil درختی هست که سه جهان رو به هم وصل می کنه (بالا میانی و پایین) و شمن با بالا رفتن از این درخت به جهان بالایی می رسه و یا با پایین رفتن از اون م یتونه به جهان پایینی سفر کنه 



در اینجا سعی می کنم بیشتر در مورد جهان پایین صحبت کنم (دقت کنید جهان بالا یا پایین هیچ ربطی به بهشت و جهنم و .. نداره و صرفا این یک نام گذاریه) چونکه برای کار با ارواح باید به این جهان سفر کرد
جهان پایین محل ارواح و راهنمایان و محافظین هست. بنا بر عقیده ی شمن های سیبری تمام انسان ها دارای محافظ و راهنما هستند و علت بیماری ها و یا مشکلات به این بر می گرده که ارواح محافظ فرد رو ترک می کنن یا اینکه فرد توسط روحی بد دچار بیماری می شه.وظیفه ی شمن در این موارد سفر به جهان پایینی و پیدا کردن روح گم شده ی فرد یا مبارزه با ارواح بد هست. تمام انسانهای بالغ دارای محافظ و راهنما هستند چرا که اگر این محافظ فرد رو ترک کنه اون مدت زمان زیادی زنده نخواهد موند. این محافظان معمولا به شکل حیوانات یا پرنده و یا حتی ممکنه حشره باشن. یکی از اولین چیزهایی که یک شمن باید یاد بگیره نحوه ی ارتباط با محافظ شخصی و کمک گرفتن از اونه..کم کم و با کسب تجربه شمن می تونه محافظان فرعی دیگه ای رو به خدمت بگیره و قدرت یک شمن به تعداد این محافظان بستگی داره
خوب .. تا حدودی با شکل کلی مدل ارواح آشنا شدیم .. دوست ندارم مطلب رو طولانی کنم چرا که باعث سر رفتن حوصله می شه .. هنوز مطالب خیلی زیادی هست که قبل از ورود به بحث های عملی باید بهشون بپردازم ولی چونکه در ابتدا قصد رو بر این گذاشتم که تمریناتی عملی رو هم در اینجا مطرح کنم کمی وارد بحث سفر به جهان زیرین به طور عملی می شم ( توجه کنید تمام این مطالب بنا بر تجربیات شخصی و از منابع مختلفی بیان می شه و اصلا به معنی بدون اشکال بودن اونها نیست. همینچنین این مطالب فقط آموزشی هست و هیچ مسئولیتی در قبال مشکلات و یا استفاده ی نادرست از اونها رو قبول نمی کنم)

قبل از هر چیز باید چند اخطار رو به همه ی علاقه مندان بدم :
ترس اولین پله ی شکسته .. اگر هنوز مطمئن نیستید که توانایی کافی برای مواجه با موجودات دیگه رو دارید به هیچ وجه اقدامی نکنید چون باعث آسیب به خودتون خواهید شد
مدل ارواح همونطور که در پست قبلی اشاره کردم برای به نتیجه رسیدن نیاز به زمان داره و آشنایی و کسب مهارت توی اون هم نسبت به مدل های دیگه طولانی تر و پر زحمت تره..کلید موفقیت اینه : عدم ترس و حوصله
همچنین باید این اخطار رو بدم که در صورت موفقیت در سفر به جهان زیرین یا بالا به هیچ وجه نباید به چیزی دست بزنید یا چیزی رو با خودتون برگردونید چون باعث آسیب به خودتون یا دیگران خواهید شد

متداول ترین تکنیک برای سفر به جهان زیرین که تقریبا در تمام آیین های شمنیسم مشترکه و شخصا سالهاست از اون استفاده م یکنم استفاده از درام هست. شما به کسی نیاز دارید تا برای شما درام رو با ریتمی یکنواخت و مداوم و تقریبا 3 تا 4 ضربه در ثانیه به صدا در بیاره(ریتم نسبتا تندی هست و برای هر فرد فرق می کنه..سعی کنید مناسبترین ریتم رو برای خودتون پیدا کنید) این کار باید بین 15-30 دقیقه انجام بشه . این ریتم درام در واقع نقطه ی شروع حرکت به حساب میاد. در اتاقی تاریک باید به حالتی که راحت هستید دراز بکشید و همراهتون بگید که نواختن رو شروع کنه. چشمها رو باید ببنید و حفره ای در زمین رو تصور کنید که باهاش آشنایی دارید .. این حفره می تونه یک سوراخ خرگوش بزرگ و یا حتی یک چشمه باشه. نکته ی مهم اینه که باید بتونید به راحتی اون در ذهنتون تصور کنید. مهم نیست که این سوراخ ساخته ی انسان باشه یا یک سوراخ طبیعی.فقط باید اون رو بتونید به خوبی به خاطر بیارید..چند دقیقه رو صرف گشتن در اطراف این سوراخ بکنید تا بتونید اون رو به خوبی تجسم کنید.هر وقت که آمادگی داشتید باید با سر وارد سوراخ بشید - دقت کنید که ضربات درام باید متناوب و بدون کم و زیاد شدن باشن - بعد از وود به سوراخ ممکنه بلافاصله از سر دیگه ی سوراخ بیرون بیایید و وارد جهان زیرین بشین و یا ممکنه به مانعی برخورد کنید. اگر به سنگ یا مانعی برخورد کردید سعی کنید بدون زحمت و فشار زیاد از کنارش رد بشید و اگر امکان پذیر نبود باید برگردید و سوراخ دیگه ای رو امتحان کنید. اصلا سعی نکنید به خودتون فشار بیارید با با زحمت این کار رو انجام بدید. در صورت انتخاب ریتم مناسب و محل مناسب شما باید به راحتی بتونید به جهان زیرین سفر کنید.برای بعضی از افراد این سفر می تونه بلافاصله باشه و برای بعضی 1-2 دقیقه طول بکشه. بعد از ورود به جهان زیرین ممکنه وارد اقیانوس پر از آبی بشید یا اینکه به سبزه زار و گاهی ممکنه به منطقه ای شبیه مواد مذاب وارد بشید.همه ی اینها طبیعی هستند و کم کم و با کسب تجربه ی بیشتر می تونید محل ورود خودتون رو تعیین کنید. در بدو ورود ممکنه با هیچ موجودی برخورد نکنید و گاهی ممکنه راهنمای حیوانی شما منتظر شما باشه . اگر موجودی به سمت شما اومد به هیچ وجه نترسید و سعی کنید دوستانه ولی جدی برخورد کنید - همیشه این موجودات خوب نیستند پس مواظب باشید ! - در سفرهای اولیه توصیه می کنم زیاد از محل ورود دور نشید چون برای برگشت باید از همونجا وارد بشید . همراه شما که به نواختن درام مشغوله باید بعد از 15-30 دقیقه یک مکث بکنه و چهار ضربه با فاصله ی زمانی 1 ثانیه به درام بزنه - چهار ضربه به معنی چهار جهت اصلی و برای کمک به برگشتن راحت تر- و بلافاصله درام رو با ریتم تندتری - معمولا 5 تا 6 ضربه در ثانیه - به صدا در بیاره. این به معنی زمان بازگشته و شما بعد از عوض شدن ریتم باید تصمیم به بازگشت بگیرید. زمان بازگشت معمولا خیلی سریعتر از از زمان رفتنه و حداکثر 3-4 ثانیه طول می کشه . باز هم تاکید می کنم به هیچ وجه چیزی با خودتون برنگردونید و یا به چیزی دست نزنید (ممکنه گلها و یا گیاهان زیبا و عجیبی ببینید که میل به دست زدن یا بو کردن اونها غیر قابل کنترل باشه..لطفا خودتون رو کنترل کنید تا مشکلی پیش نیاد !)
برای افراد عادی و کسانی که مدیتیشن نمی کنن ممکنه بارها و بارها تمرین نیاز باشه تا بتونن به جهان زیرین سفر کنند و برای بعضی ها ممکنه به سرعت این اتفاق بیوفته.شخصا اولین سفر موفقیت آمیزم مدتها طول کشید پس نا امید نشید و دوباره امتحان کنید
در نوشته های بعد سعی می کنم کمی بیشتر در مورد جهان پایین و نحوه ی ارتباط با راهنما و محافظین صحبت کنم
قبل از سفر کمربندهاتون رو ببنید و سفر خوبی داشته باشید !



مراسم سفر به جهان زیرین - شش شمن تووان در حال نواختن درام در اطراف سوراخی که برای سفر انتخاب کرده اند -

Friday, 16 October 2009

تکنیک های خلسه






در مطالب قبل اندکی در مورد شمنیسم و تکنیکهایی که یک شمن برای ورود به حالت خلسه به کار می برد صحبت کردیم. یکی از نکاتی که نیازمند توجه و دقت بیشتر است کلمه ی خلسه و معنی آن در تعالیم شمن هاست. شمن ها باور دارند که جهان ناپیدای دیگری در اطراف ما وجود دارد که در حالت عادی قابل درک نیست. در این جهان تمام اشیا به نوعی زنده بوده و دارای انرژی های مربوط به خود هستند.مثلا یک صخره همانقدر دارای روح و انرژی است که یک پروانه . برای درک و ورود به این جهان ناپیدا که معمولا به 3 بخش تقسیم می شود باید از خلسه کمک گرفت. قبل از توضیح این بخش لازم است اندکی در مورد این 3 بخش صحبت کنیم. جهان ناپیدا به سه بخش دنیای زیر زمینی و دنیای بالایی و دنیای میانی تقسیم می شود(در برخی تعالیم بخش چهارمی به نام دنیای درونی هم وجود دارد که اشاره به دنیای درون خود فرد دارد) توجه کنید که به هیچ وجه منظوراز دنیای زیر زمینی الزاما زیر زمین و یا بالای زمین و یا بهشت و جهنم و یا هر تعریف دیگری از این دست نیست و این تنها یک نام گذاری است . دنیای میانی در برگیرنده ی جهانی است که در آن زندگی می کنیم که در اطراف ما را احاطه کرده است .جهان زیر زمینی به جهانی اطلاق می شود که محل راهنمایان و مخصوصا راهنمای حیوانی فرد است - هر فرد دارای یک راهنما است که همواره در طول زندگی به او کمک می کند و این راهنما در واقع به صورت حیوان و یا پرنده ای است که اصطلاحا راهنمای حیوانی نامیده می شود. یکی از مهمترین تعلیمات شمنیسم برقراری ارتباط با این راهنما و کمک گرفتن از اوست.مهمترین هدف از سفر به دنیای زیرزمینی آشنایی و ملاقات با راهنمای حیوانی و دیگر راهنمایان است.در مورد راهنمای حیوانی و نحوه ی ملاقات و کمک گرفتن از او به طور مفصل و جداگانه بحث خواهیم کرد - در جهان زیرزمینی راهنمایان مختلفی وجود دارند که شمن برای یافتن پاسخ مشکلات خود می تواند از کمک آنها استفاده کند.همچنین یک شمن با سفر به جهان زیر زمینی می تواند روح گمشده ی افراد بیمار را پیدا کرده وبه آنان بازگرداند. جهان بالایی مکان کسب دانش است و یک شمن با سفر به جهان بالایی معرفت و دانش لازم در ضمینه ی مورد نظر را بدست می آورد. دقت کنید که در این نوشته هدف توضیح دنیای های فوق و یا کارکرد و نحوه ی سفر به این دنیاها نیست و تنها برای آشنایی کلی مطالبی عنوان شد که در آینده به طور مفصل و دقیق در مورد نحوه ی سفر به هر یک از این جهان ها خواهیم پرداخت




نکته : یکی از دلایل تقدس گیاهان و درختان در آیین های شمنیسم در رابطه با این عقیده است که گیاهان ریشه در جهان پایین داشته وبه کمک شاخه های خود به جهان بالا می رسند و در واقع پل بین سه جهان و وصل کننده ی آنها به هم هستند




همانطور که گفته شد یک شمن برای ورود به جهان ناپیدا از خلسه استفاده می کند.باید توجه داشت که باوجود شباهت های فراوان بین خلسه و رویا (رویا به هنگام خواب) این دو دراینجا با مفهومی متفاوت از هم به کار می روند. در حالت رویا امکان کنترل رویا بسیار مشکل بوده و معمولا از حوادث و اتفاقاتی که قرار است اتفاق بیافتد خبر نداریم در حالی که یک شمن کاملا بر حالت خلسه ی خود تسلط داشته و آن را هدایت می کند و به واسطه ی همین کنترل است که می تواند در جهان های بالایی و پایینی به جستجو بپردازد.از تفاوتهای دیگر می توانیم به این نکته اشاره کنیم که حالت خلسه ی مورد اشاره در شمنیسم لزوما به معنی قطع ارتباط با جهان عادی نیست و حتی در برخی از تکنیک ها می توان با چشمانی باز و کاملا هوشیار به جهانی دیگر سفر کرد که این امر در مورد رویابینی صادق نیست

در این نوشته قصد داریم تکنیکهای خلسه ای که در نوشته های قبل بیان شدند را بررسی کنیم.در مطالب بعدی به طور دقیق بر روی روشهای عملی و کاربردی خلسه و نحوه ی سفر به دنیا های دیگر کار خواهیم کرد




: تکنیک های خلسه



استفاده از ریتم های خاص برای ایجاد خلسه

: به طور کلی این بخش به سه قسمت تقسیم می شود


ریتم بدنی

ریتم صوتی

ریتم تصویری


معروفترین و شاید رایج ترین مثال درباره ی ریتم بدنی رقص و تکان دادن موزون اندام است. همگی قطعا تا حدودی با این نوع از خلسه آشنایی داریم.در این حالت در عین آگاهی کامل به احساسی غیر قابل توصیف و سرخوشی خاصی دست پیدا می کنیم که در واقع گونه ای از خلسه است. برخی مراسم رقص مذهبی از قبیل رقص پرنده در قبایل آفریقایی گاهی ممکن است تا 6 ساعت به درازا بکشد.همچنین تکان دادن سر با ریتم خاص -هد زدن- هم در نهایت به همین نوع خلسه منتهی خواهد شد.صوفیان با چرخیدن های متناوب و طولانی و تکان دادن سر و بدن با ریتم های خاص و همچنین در رقص معروف خود - سماع - در واقع حالت خلسه ای از این دست را تجربه می کنند. در نواحی هیمالیا لاما های بسیاری با تنظیم ریتم قدمهای خود و ورود به حالتی خلسه گونه توانایی طی کردن مسافتهای بسیار طولانی را دارند. همگی این موارد مثالهایی از ایجاد خلسه به کمک ریتم بدنی است


در خلسه به کمک ریتم صوتی معمولا از درام و ریتمهای تند و متناوب استفاده می شود. این روش رایج ترین و کاربردی ترین تکنیک ورود به خلسه است که برای سفر به دنیا های مختلف به کار گرفته می شود. عقیده دانشمندان بر این است که ضربات متناوب درام باعث تغییر در الگوی امواج مغزی شده و باعث بروز حالت خلسه می شود - در این ضمینه بحثهای فراوانی جریان دارد و هنوز دلیل اصلی آن مشخص نگردیده است- در فرهنگ های مختلف از اسباب های مختلفی برای تولید صدا استفاده می شود.از دو تکه چوب ساده که به تناوب به هم کوبیده می شوند تا درام های مختلف با اشکال و صداهای گوناگون هر یک کاربرد خاص خود را دارند همگی در واقع برای ایجاد خلسه به کمک صدا به کار می روند


نگاه کردن به رقص و حرکات ریتمیک دیگران و یا حتی تماشای بازتاب نورازسطح یک رودخانه هم می تواند برای ورود به خلسه موثر باشد. از معروفترین مثال ها در این ضمینه می توان به پاندول معروف و مورد استفاده درهیپنوتیزم اشاره کرد


تمرکز برای ورود به خلسه


در این روش معمولا با تمرکز بر تصویری خاص حالت خلسه بدست می آید. بدین منظور باید مدتی طولانی و بدون اینکه به قسمت خاصی از تصویر نگاه کنیم آن را ببینیم. معمولا از اشکال دارای بی نظمی و بدون هیچ شکل خاصی استفاده می شود.مثلا تمرکز بر روی توده ی برگهای یک درخت یکی از ابتدایی ترین تعلیمات شمن های آمریکای جنوبی است. در تبت معمولا از ماندلا برای این گونه خلسه استفاده می شود. .به کمک یک ماندلا می توان به جهان بالا و یا پایین سفر کرد. اشکال و اجسام هر یک دارای قدرت و قابلیت مختص به خود در این مورد هستند و کاربردهای متفاوتی دارند.به عنوان مثال می توان از آینه برای سفر به درون و جهان زیرین استفاده کرد.با تمرکز بر روی کریستالهای مختلف می توان از راهنما و روح مختص به آن کریستال استفاده کرد و اصطلاحا آن را صدا زده و از آن راهنمایی گرفت.نمونه های بسیاری در این مورد وجود دارد. در تصویر زیر یک ماندلا ی کشیده شده در تبت را می بینیم که از آن می توان برای سفر به جهان بالا استفاده کرد. این ماندلا همانند دریچه ای در ابتدای تونل راه عمل کرده و دقیقا می تواند برای ورود و یا خروج مورد استفاده قرار گیرد



در مورد قرار دادن بدن در وضعیت خاص و همچنین نخوردن و نخوابیدن های طولانی و استفاده از روانگردانها در اینجا چندان بحث نمی کنیم. در مورد روانگردانها و استفاده از راهنمایان آنها در آینده مطالب مفصل تری را خواهیم آموخت. استفاده از ترکیب روشهای فوق با توجه به هدف و انگیزه ی شمن از خلسه می تواند به کار گرفته شود. بخصوص استفاده از روانگردانها در ترکیب با روشهای بالا به شمن قدرتهای خارق العاده و غیر عادی می دهد که در حالت عادی و توسط افراد معمولی دست نیافتنی است. طی کردن مسافتهای طولانی در زمان کم و یا دیدن درون بیمار برای یافتن علت و محل بیماری از جمله ی این قابلیت هاست

در مطالب بعد به ادامه ی مبحث قارچهای مقدس و نحوه ی به کارگیری آنها به صورت ابزار روحی خواهیم پرداخت

Thursday, 8 October 2009

استخراج هارمالین از اسپند

پست امروز روبه خاطر ایمیل های زیادی که در مورد نحوه ی مصرف اسپند دریافت کردم به این مورد اختصاص می دم.البته توجه کنید که مطالب مطرح شده در اینجا به هیچ وجه توصیه نمی شه و صرفا برای افزایش آگاهی علاقمندان در این زمینه است
اسپند(نام علمی پگانوم هرملا) یکی از قدیمی ترین و در عین حال مقدس ترین گیاهانیه که در خاورمیانه و نقاط دیگه ی آسیا قرنها برای تغییر در آگاهی توسط انسان استفاده می شده و در کتب مختلف تاریخی و مکاتب مختلف روحی به کررات از اون نام برده شده
دو ماده ی موثردر اسپند که باعث تغییر در آگاهی میشن هارمالین و هارمین هستند که درصد هارمالین بسیار بیشتر از هارمین است که در آیاهواسکا باوجود شباهت زیادی که وجود داره این قضیه برعکسه(در آیاهواسکا نقش اصلی بر عهده ی هارمین است) هارمین و هارمالین جز مواد بلوکه کننده آنزیم مونو آمین اکسیداز هستند که در پستهای قبلی بهش اشاره شد. در این پست روشی ساده برای جداکردن هارمالین موجود در دانه های اسپند رو مرور می کنیم چرا که مصرف اسپند به صورت مستقیم و بدون آماده سازی باعث بروز دلدرد و اسپازم شکمی و حالتی بسیار شبیه به مسمومیت می شه که به هیچ وجه توصیه نمی شه(حتی ممکنه خطرناک باشه).هارمالین استخراج شده در این روش رو می شه هم برای تهیه آیاهواسکا آنالوگ و هم مصرف به طور تنها و مجزا استفاده کرد. دوز هارمالین در این روش کاملا بستگی به مقدار اسپند اولیه و همینطور دقت استخراج داره و توصیه می شه که از مقدار کم (مثلا به اندازه ی تقریبا یک نخود) شروع و بعد از آشنایی مقداراون رو افزایش بدید
برای استخراج هارمالین از اسپند به مواد زیر احتیاج داریم
دانه های اسپند که با آسیاب برقی کاملا پودر شده (حدودا نیم کیلوگرم) دقت کنید که اسپند پوسته ی سختی داره و آسیاب کردن اون تنها با آسیاب برقی امکان پذیره.می تونید از آسیاب های برقی که در آشپزخانه استفاده می شه کمک بگیرید
حدود نیم لیتر سرکه ی سیب (و یا هر سرکه ی دیگه) توصیه می شه که از سرکه های تصفیه شده و بی رنگ که در سوپرمارکتها موجوده استفاده کنید.سرکه ی صنعتی مالت و یا هر سرکه ی تصفیه ی شده ی دیگه ایده آل به حساب میاد
نمک طعام بدون ید به مقدار کافی.توجه کنید بسیار مهمه که نمک ید دار نباشه و نمکهای خوراکی ید دار به درد نمی خوره.می تونید از سنگ نمک استفاده کنید
اول سرکه رو به اسپند پودر شده اضافه می کنیم و کاملا هم می زنیم. مقدار سرکه باید به اندازه ای باشه که روی اسپند رو بپوشونه .در صورت نیاز می تونید مقدار سرکه رو افزایش بدید
مخلوط رو برای 24 ساعت در گوشه ای قرار میدیم و بعد از 24 ساعت به کمک یک تی شرت یا پارچه اون رو صاف می کنیم.محلول قهوه ای حاصل حاوی هارمالین استات و نمکهای دیگه است که حاصل واکنش هارمالین موجود در اسپند با اسید استیک سرکه است
بعد محلول رو بر روی حرارت قرار می دیم و صبر می کنیم تا گرم بشه ولی به نقطه ی جوش نرسه. به یک لیتر آب جوش در ظرفی جدا انقدر نمک اضافه می کنیم تا به حالت اشباع در بیاد و نمک دیگه ای در اون حل نشه.حالا این آب نمک اشباع شده رو به محلول اولی اضافه می کنیم و در یخچال یا هر جای خنک دیگه ای قرار می دیم.بعد از سرد شدن محلول بلورهای هارمالین کلراید که به رنگ قهوه ای هستند در ظرف رسوب می کنند(به صورت پودری آجری رنگ) .محلول رو به کمک تی شرت یا تکه ای پارچه صاف می کنیم و بلورها رو درهوای آزاد قرار می دیم تا خشک بشن. هارمالین استخراج شده آماده ی مصرفه ! یکی از نکات جالب درمورد هارمالین قابلیت فلورسنت بودن اونه .اگر مقدار بسیار ناچیزی از این بلورها رو در آب حل کنیدو در زیر نور ماورا بنفش قرار بدید به رنگ سبز فسفری می درخشه و می شه از اون برای تهیه جوهر فلورسنت استفاده کرد
استفاده از هارمالین برای تغییر در آگاهی مستلزم استفاده ی طولانی مدت و مداوم اونه. برای مثال یکی از خواص اون افزایش توانایی کنترل رویاها به هنگام خوابیدن و اصطلاحا رویابینی هست که یکی از ابتدایی ترین تعلیمات شمن هاست. برای این منظور باید هارمالین رو به مدت طولانی و مداوم (مثلا هر شب قبل از خواب به مقدار کم) استفاده کرد.به کمک تجربه می شه مقدار لازم و موثر اون رو که از هر فردی به فرد دیگه متغییره به دست آورد و برای استفاده ی طولانی مدت کافیه اندکی کمتر از مقدار موثر رو مصرف کرد
توجه: استفاده از هارمالین برای افرادی که داروهای اعصاب و یا آرام بخش و ضد افسردگی استفاده می کنند خطرناکه و به هیچ وجه توصیه نمی شه.همینطور برای خانمهای حامله و افراد زیر 18 سال هم استفاده از اون ممنوعه. از اونجایی که ترکیب هارمالین و کلا مواد بلوکه کننده مونو آمین ها با داروهای دیگه باعث تشدید اثرات اونها می شه اکیدا توصیه می شه که هارمالین رو با هیچ داروی دیگه ای ترکیب و یا با هم مصرف نکنید.اگر هارمالین رو به مدت طولانی مصرف کردید مدتی طول می کشه که به طور کامل از بدن خارج بشه و برای استفاده از داروهای دیگه باید مدتی صبر کنید.ترکیب هارمالین با اکستازی(متیلن دی اکسی متاآمفتامین ) و کلا خانواده ی آمفتامین ها بسیار خطرناکه و اصلا توصیه نمی شه.همینطور اگر قصد استفاده از مواد روانگردان دیگه مثل ال اس دی و یا ماشروم رو دارید توجه کنید که هارمالین شدت اونها را گاهی تا 10 برابر افزایش می ده و تنها یک دهم مقدار همیشگی کافیه
در صورت سوال و یا اشکال می تونید با ایمیل من تماس بگیرید

Sunday, 16 August 2009

شمنیسم

با سلام مجدد به همه ی دوستان و دشمنان
اول جا داره که از تمام کسانی که توی این مدت با ایمل های محبت آمیزشون به بنده لطف داشتن تشکر کنم و همینطور از تمام کسانی که با فحاشی و تهدید هاشون سعی کردن که من رو در ادامه ی این راه منصرف کنند تشکر ویژه کنم چونکه عقیده دارم درستی و یا نادرستی یک قضیه رو خیلی بهتر می شه از روی مخالفین تشخیص داد تا موافقین .. همینطور ازبابت پیشنهادات سازنده ی شما که سعی خواهم کرد در آینده به کار ببرم هم سپاسگذارم
عده ای از دوستان اشاره کردند که چرا بخش نظرات فعال نیست..بنا بر تجربه ای که از گذشته داشتم ترجیح دادم که به جای نظرات دوستانی که واقعا تمایل به تماس با من دارند از طریق ایمل اینکار رو انجام بدن که ایمیل من رو می تونن در قسمت پروفایل وبلاگ مشاهده کنند
دوستان زیادی به سبک نگارش و سخت بودن فهمیدن مطالب اشاره کرده بودند. هدف اصلی من از این وبلاگ فراهم کردن یک مرجع به صورت هر چند ناقص و ناکافی از تجربیات شخصی خودم و بیان اونها به زبانی علمی بوده و سعی کردم تا جایی که ممکنه تجربیات عملی رو به کمک فاکت های علمی بررسی کنم ... از این به بعد سعی خواهم کرد که بعد علمی قضیه رو کمتر کنم و بیشتر به مطالب عملی بپردازم
و در همین مورد هم دوستانی اصرار داشتند که وقت و انرژی بیشتری رو بر روی مطالب عملی و تمریناتی روحی متمرکز کنم . در مورد تمرینات و مطالب عملی باید بگم که هر کسی خودش به تنهایی باید راه خودش رو پیدا کنه و مطالب این وبلاگ و یا هر منبع دیگه ای تنها سرنخ ها و نقطه ی شروع رو می تونه نشون بده و فقط کلیات هست که مشترکه .. یک مثال می زنم
یکی از شاخه های علوم جادویی طلسم ها و نشانه ها و نحوه ی ترجمه و استفاده از اونهاست..یک نشانه با توجه به موقعیت و وضعیتش ممکنه به اشکال مختلفی ترجمه بشه و حتی ممکنه برای هر فرد به صورتی کاملا متفاوت از فردی دیگه باشه..برای مثال


می تونه هم ف خونده بشه وهم فهو و هم فه که بستگی به فردی که طلسم رو می خونه داره و اینکه اون با کدوم یکی از اینها تمرین کرده و جالبه که همه ی این حالتها می تونه درست باشه .. به زبان دیگه این قدرت فرد هست که عامل تعیین کنندست و اشکال و نشانه ها تنها کانالهای هستند که باعث تجلی پیدا کردن این قدرت به شکل مادی می شن




در این پست قصد دارم وارد بحث جدیدی بشم و اون رو در کنار مطالب دیگه و به مرور کامل کنم. پست امروز در باره ی شمنیسم و تعلیمات مختلفی هست که خیلی هاش به مرور زمان از بین رفته و خیلی های دیگه تحت تاثیر شرایط سیاسی و فرهنگی منطقه از ریشه ی اصلیش فاصله گرفته و به ملغمه ای تبدیل شده که برای پیدا کردن حقیقت باید زواید و حواشی بسیاری رو حذف کرد. همینطور سعی می کنم یک سری سرنخ های تمرینات عملی رو برای اون دسته که علاقه مند هستند قرار بدم. مطمئنا خیلی چیزها رو نمی شه به طور عمومی بیان کرد و کسانی که علاقه دارند مطمئنا راه خودشون رو پیدا می کنند


شمنیسم
شمن به کسی گفته می شود که توانایی تغییر در آگاهی خود به منظور ارتباط با حقیقت ناپیدا و کسب دانش و معرفت از آن را دارد




جمله ی بالا از مایکل هارنر جامعه شناس معروف است. قصد ندارم با پرداختن به تاریخچه شمنیسم باعث طولانی شدن مطلب شوم. افراد بسیاری تصور می کنند که شمنیسم راه و روشی است مانند یک دین که شامل پیروی از دستوراتی خاص و بایدها و نبایدهایی است که فرد با رعایت آنها می تواند موفق شود. درست است که باید ها و نباید ها هم در تعالیم شمن ها وجود دارد اما این تصور کاملا اشتباهست که فکر کنیم با انجام دستورات و آموزشهایی می توان به یک شمن تبدیل شد


یک شمن علاوه بر تمرینات عمومی و تکامل آنها به روش شخصی حتما باید آنها را در زندگی روزمره به کار گیرد و در واقع آنها را زندگی کند. راهنمایان و ارواح قطعا به افراد مبتدی و تازه کار کمک خواهند کرد اما این انتخاب فرد است که این کمکها را نادیده می گیرد چرا که اغلب بر خلاف میل و علاقه ی شخصی است و معمولا در جهت تغییر عادتها و مواردیست که به بخشی از زندگی روزانه تبدیل شده اند


شمنیسم دقیقا در خلاف جهت دگماتیسم و دین باوری است. هر چقدرتعلیمات دینی یک فرد را ملزم به انجام اعمال و باید ها و نبایدهایی می کند که از قبل تعریف شده اند و فرد تنها باید آنها را بپذیرد و مو به مو اجرا کند تعلیمات شمنیسم با آزاد کردن اندیشه و عمل فرد به او توانایی جستجو برای درک حقیقت و کسب معرفت را اعطا می کند. یک شمن تنها تجربه می کند و عمیقا بر این باور است که هیچ چیز به صورت ثابت و قطعی در جهان هستی وجود ندارد. یک شمن به این باور دست یافته که هیچ چیز مقدس در این جهان وجود ندارد و تقدس تنها از دید بیننده و ناظر است که معنی و مفهوم پیدا می کند و این تنها یکی از مواردیست که در تضاد با دین قرار دارد




تکنیک های خلسه

یکی از اصلی ترین مواردی که شمن ها به طور دائم با آن درگیر هستند تجربه ی خلسه است. در این حالت است که شمن به کمک دانشی که دارد می تواند در قلمرو قدرت شخصی خود با ارواح ارتباط برقرار کند و در حالت خلسه است که می تواند پاسخ سوالات خود را بدست آورد. برای مثال همانطور که تولد یک کودک و ورود به این جهان نخستین قدم برای کسب دانش و تحصیل در مدرسه و دانشگاه است ورود به خلسه نیز نخستین قدم برای ارتباط با ارواح - ارواح در مفهومی کاملا متفاوت از تعلیمات مذهبی و دینی...برای مثال در تعلیمات شمن ها رودخانه و یا جنگل و یا حتی صخره هم روح دارند و هر کدام از این ارواح توانایی ها و قدرتهای مخصوص به خود را دارند - و کمک گرفتن از قدرتهای آنان است. تصور اینکه تنها خلسه کافیست کاملا غلط است چرا که با ورود به خلسه تنها نخستین قدم برداشته شده وبه دنیایی وارد شده ایم که با جهان مادی کاملا متفاوت است و قوانین مخصوص به خود را دارد و استفاده از این قوانین نیازمند درکی عمیق از روابط حاکم بر این جهان است

تکنیکها و وروشهای فراوانی برای ورود به حالت خلسه وجود دارد .بعضی از این تکنیکها سریعتر و برخی به زمان بیشتری نیاز دارند.همچنین برخی از این تکنیکها بدون آمادگی قبلی می تواند خطرناک باشد - به عنوان مثال استفاده از روانگردانها یی مانند دی ام تی یا قارچهای مقدس - که به هیچ وجه به مبتدیان توصیه نمی شود . در اینجا به طورکلی به دسته بندی روشهایی که در تعلیمات شمن ها برای خلسه به کار برده می شوند می پردازیم و در نوشته های بعد به توضیح هر کدام به صورت مفصل تر خواهیم پرداخت

استفاده از ریتم های خاصی که موجب بروز خلسه می شوند *

قراردادن بدن در وضعیت و حالتی خاص که باعث بروز خلسه می شود *

تمرکز برای ورود به حالت خلسه *

استفاده از روانگردانهای خاص برای ورود به خلسه *

نخوردن غذا و نخوابیدن های طولانی که باعث خلسه می شود *

هر کدام از روشهای بالا به تنهایی قابلیت کافی برای کمک به ورود به حالت خلسه را دارد اما معمولا از ترکیب چند روش بالا به طور همزمان برای افزایش زمان خلسه و گرفتن نتیجه ی مورد نظر - کاملا به شرایط بستگی دارد - استفاده می شود. بسیار مهم است که برای مراسم شرایط خاص در نظر گرفته شود. این شرایط باید به دور از جنجالها و اتفاقات روزمره باشد چرا که استرس ها و مسایل جاری در زندگی روزانه به شدت می تواند حالت خلسه را تحت الشعاع قرار دهد. همینطور افراد شرکت کننده در مراسم می توانند به شدت جو را تغییر دهند . موارد فراوانی وجود دارد که می توان به کمک آنها به نتیجه ی مورد نظر رسید. اگر هدف از مراسم خلسه کمک به برطرف کردن بیماری باشد می توان از سنگهای خاص که دارای انرژی مربوط به آن مشکل هستند استفاده کرد و اگر هدف کسب قدرت و یا راهنمایی گرفتن از ارواح است می توان از نشانه ها و اشکال متعدد استفاده کرد

در مطالب بعد به توضیح روشهای خلسه به صورت دقیقتر خواهیم پرداخت